السيد موسى الشبيري الزنجاني
2931
كتاب النكاح ( فارسى )
الشاميّة . قلت فان تزوج امرأة ثم تزوج امّها و هو لا يعلم انها امّها قال : قدر وضع الله عنه جهالته بذلك ثم قال : ان علم انها امّها فلا يقربها و لا يقرّب الابنة حتى تنقضى عدّة الام منه فاذا انقضت عدّة الام حلّ له نكاح الابنة قلت : فان جاءت الام بولدٍ قال : هو ولده و يرثه و يكون ابنه و اخا امرأته » « 1 » اين بچه متولّد شده ، فرزند اين مرد است زيرا ولد شبهه است و چون در مادر با زن اين مرد شريك هستند پس خواهر و برادر مىشوند . 4 ) بررسى معارضه دو روايت زراره با صحيحه ابى بكر حضرمى : در مقابل اين دو روايت ، صحيحه ابو بكر حضرمى است : قال : قلت لأبي جعفر عليه السلام رجل نكح امرأة ثم اتى ارضاً فنكح اختها و هو لا يعلم قال : يمسك ايتهما شاء و يخلّى سبيل الاخرى » آقاى خويى ميان اين روايات جمع كرده است و آن دو روايت را به تزويج حمل كرده كه در هر دو « فتزوج » داشت ، پس در صورت جمع در تزويج دو خواهر ، عقد دوّم باطل است ولى تعبير صحيحه حضرمى « فنكح اختها » است ، بحث تزويج نيست دو خواهر را مالك بوده و از روى جهل هر دو را وطى كرده است در اينجا اختيار با مالك است و مىتواند از هر كدام كه بخواهد منتفع شود . بررسى تفسير مرحوم آقاى خويى از صحيحه ابى بكر حضرمى : جمع ايشان داراى استبعاداتى است : اولًا : كلمه نكاح در قرآن كريم دائماً يا غالباً به معناى عقد است ، در اكثر روايات نيز به معناى عقد است ، در جاهاى كمترى به معناى وقاع است ، پس حمل نكاح به معناى وقاع ، آن هم قسم خاصى از وقاع ( : وقاع بالملكية در مقابل وقاع بالزوجية و بالاشتباه و بالزنا ) بعيد است . ثانياً : در اين صورت بايد از كلمه « امرأة » هم « جاريه » اراده كنيم با اين كه در مسائل مربوط به امه ، بيشتر « جاريه » تعبير مىكنند . ثالثاً : اين كه ظاهر « يخلّى سبيل الاخرى » طلاق و فسخ و امثال اينها است و در
--> ( 1 ) وسائل الشيعة .